هشت نکته‌ی طلایی برای یادگیری پیانو

هشت نکته نوازندگی پیانو از زبان لانگ لانگ

سن مناسب یادگیری پیانو

دل را به دریا بزنید و به سن و سال فکر نکنید.

به اعتقاد من بهترین سن برای یادگیری پیانو از دو تا صد سالگی است.

یک ساعت در روز تمرین کنید، اما درست

به نظرم در ابتدای کار یک ساعت تمرین کافی است. بیست دقیقه برای تمرین اصلی و آموزش‌های پایه، بیست دقیقه برای نواختن قسمت‌های کوچک و بیست دقیقه هم برای بداهه ساز زدن .

هماهنگ شدن

سخت‌ترین چیزی که درباره‌ی پیانو وجود دارد این است که باید دست راست و دست چپ را از هم متمایز کنید. با این کار دو طرف مغزتان را پرورش می‌دهید. پس از آن کارتان اندکی راحت‌تر می‌شود. البته برای این منظور باید خوب تمرین کنید.

همیشه به تنهایی تمرین نکنید
تمرین دو نفره یا گروهی راهی برای آشنایی با سازهای دیگر است. پس باید با خواننده‌ها کار کنید تا بتوانید پیانو را به عنوان سازی به کار ببرید که می‌توان با آن خوانندگی کرد. همینطور باید با نوازندگان سازهای دیگر کار کنید. نوازندگان سازهای زهی، سازهای بادی چوبی، بادی برنجی، کوبه‌ای، گیتار و…
خواهید دید که موسیقی وسعت بیشتری پیدا می‌کند.


هنگام نواختن احساسات قلبی را در دست‌هایتان جاری کنید
اینکه شما روی هر نت بزنید کافی نیست. مسئله این است که بتوانید نت‌هایی را که قدمتی بیش از ۲۰۰ سال دارند، خلق یا بازآفرینی کنید و عشق و خلوص خود را در آن موسیقی جاری کنید و آن را با عواطف و رنگ‌های زنده و یک حس و حال متفاوت با ویژگی‌ها و طعم متفاوت بنوازید.

 شور و اشتیاق خود را با تمام وجود به کار بگیرید

به نظر من ما باید همیشه از میل و اشتیاق و شعله‌های عشق به موسیقی در وجود خود محافظت کنیم.
از دست دادن شور و اشتیاق یعنی از دست دادن همه چیز!
و نیروی محرکه‌ی موفقیت در واقع همین است.

به کل تصویر نگاه کنید

برای من موسیقی تا حد زیادی تصویری است و فکر می‌کنم موقع اجرا باید به عنوان یک screen (صفحه/ واحد نمایش) چندرسانه ای در نظر گرفته شود.
(یعنی) علاوه بر نگاه کردن به خود موسیقی به این فکر کنیم که چه عوامل پیرامونی  داستان پشت آن را ساخته‌اند. مهم است که با ملودی‌ها و صداهای اصلی آن قطعه ارتباط برقرار کنیم و به آن‌ها وصل شویم.

و یک تصویر عاطفی از قطعه ترسیم کنیم. مثلا بدانیم فرازش(top) کجاست یا کجای قطعه نقطه‌ی اوج هست. و خلاصه باید عملکردی چندوجهی داشته باشید.

هنر در کنار تکنیک

تحصیل موسیقی باید در تعادل باشد. در عین حال که همه چیز باید آکادمیک باشد و به درستی یاد گرفته شود، هر یک از ما باید یک هنرمند باشیم. تربیت هنرمندانه محصول کار کردن با افراد مختلف، صحبت کردن با آن‌ها، درگیر شدن با مسائل مختلف و یادگرفتن چیزهای مختلف است.

و من فکر می کنم این خود راهی برای یادگیری هنر است!

 در اینجا دو دنیای جداگانه با هم یکی می‌شوند و این همان شیوه‌ای است که تحصیلات موسیقی باید باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.