وقتی از تاریخچه گیتار کلاسیک حرف میزنیم، در واقع داریم مسیر تکامل یک ساز را دنبال میکنیم که از دل برخورد فرهنگها در شبهجزیره ایبری بیرون آمد، در اسپانیا هویت گرفت، در قرن نوزدهم به شکل مدرنش رسید و در قرن بیستم با کنسرتها و آموزش آکادمیک جهانی شد. گیتار کلاسیک امروز صدایی «صمیمی اما جدی» دارد؛ هم میتواند ساز خلوت یک نفره باشد و هم روی صحنههای بزرگ، شنونده را میخکوب کند. فهم این مسیر، فقط دانستن چند تاریخ و نام نیست؛ بلکه شناخت روندی است که در آن شکل بدنه، تعداد سیمها، تکنیکهای نوازندگی و حتی جایگاه اجتماعی ساز، بهتدریج دگرگون شدهاند.
در این مقاله از وبسایت پیانو باربد، مسیر تاریخی گیتار کلاسیک از نخستین ریشههای آن در اسپانیا تا جایگاه امروزیاش در موسیقی کلاسیک بررسی میشود؛ مسیری که نشان میدهد این ساز چگونه از ابزاری همراهیکننده در موسیقی مردمی، به سازی مستقل و کنسرتی تبدیل شد، چگونه تحولات فنی در ساخت گیتار با تغییر زبان موسیقایی همزمان پیش رفت، و چرا اسپانیا نقشی محوری در شکلگیری هویت صوتی و بیانی گیتار کلاسیک داشته است. بررسی تاریخچه گیتار کلاسیک از این منظر، امکان درک دقیقتری از سیر تکامل این ساز و جایگاه امروزی آن فراهم میکند.

ریشههای دور؛ قبل از اینکه گیتار «گیتار» شود
از عود و لوت تا ویهلا
برای فهم درست تاریخچه گیتار کلاسیک باید چند قرن عقبتر برویم؛ زمانی که خانوادهای از سازهای زهی زخمهای در اروپا رواج داشتند. «عود» از مسیر اندلس اسلامی وارد اسپانیا شد و همراه خودش یک سنتِ صوتی آورد: صدایی گرم، مدولاسیونهای ظریف و نگاه شرقی به ساز که بعدها روی موسیقی اسپانیا اثر گذاشت؛ همان چیزی که در مقاله «تفاوت نگاه شرقی و غربی به سازها» هم درباره آن صحبت کردیم. در اروپای غربی هم «لوت» محبوب بود؛ سازی اشرافی با رپرتوار گسترده که از نظر کوک و چندصدایی، نقش مهمی در شکلدادن زبان موسیقی رنسانس داشت.
اما حلقه طلایی این مسیر، «ویهلا» (Vihuela) است؛ ساز محبوب اسپانیا در قرن شانزدهم که ظاهرش به گیتار نزدیکتر بود، اما در منطق کوک و رپرتوار، از لوت الهام میگرفت. اهمیت ویهلا این است که نشان میدهد از همان زمان، تفکر چندصدایی و قطعهنویسی جدی برای سازهای زخمهای در اسپانیا وجود داشته و همینها بعدها تبدیل به بخشی از رپرتوار و انتخاب قطعات برای گیتار شد.
اسپانیا؛ بستر فرهنگی شکلگیری هویت گیتار
اسپانیا فقط یک جغرافیا نبود؛ یک آزمایشگاه فرهنگی بود. برخورد موسیقی مذهبی، موسیقی درباری، موسیقی مردمی و اثرات اندلس، باعث شد «موسیقی» مثل یک زبان جهانی موسیقی عمل کند؛ زبانی که بدون کلمه، احساس و روایت را منتقل میکرد. همین زمینه است که بعدها باعث میشود گیتار در اسپانیا نه صرفا یک ساز، بلکه یک نشانه فرهنگی شود—موضوعی که با بیان احساسات در فرهنگهای مختلف هم همپوشانی دارد.

قرن هفدهم و هجدهم؛ گیتار باروک و شکلگیری شخصیت ساز
گیتار پنجکورس و زبان ریتمیک اسپانیا
در قرن هفدهم، «گیتار باروک» کمکم جای ویهلا را گرفت. این گیتار معمولا پنج «کورس» (جفت سیم) داشت؛ یعنی هر سیم در عمل دوتایی بود و صدایی پرتر میداد. نقش اصلیاش هم اغلب در آکومپانیمان در موسیقی بود: همراهی آواز، رقص و قطعاتی که ریتم و ضرب در آنها حرف اول را میزد. اینجا گیتار از نظر اجتماعی هم بیشتر مردمی بود تا اشرافی، و همین باعث شد مدتها از نگاه رسمی موسیقی جدی گرفته نشود.
اما نکته مهم این دوره، دو زبان تکنیکی است: «پونتهآدو» (نوازندگی ملودیک با نتهای مشخص) و «راسگهآدو» (زخمههای ضربهای و آکوردی). راسگهآدو همان مسیر تاریخی است که بعدها در تکنیکهای فلامنکو شکوفا شد و ریتم اسپانیا را به یکی از شناسههای جهانی گیتار تبدیل کرد. حتی اگر گیتار کلاسیک و فلامنکو امروز دو دنیای جدا باشند، این ریشهها باعث میشود فهم تفاوت گیتار کلاسیک و فلامنکو بدون شناخت گیتار باروک ناقص بماند.
چرا گیتار دیر وارد صحنه کنسرت شد؟
یکی از بخشهای جذاب تاریخچه گیتار کلاسیک همینجاست: چرا با وجود محبوبیت، دیر به «ساز کنسرتی» تبدیل شد؟ بخشی از پاسخ، اجتماعی است: لوت و سازهای صفحهکلیددار بیشتر در محیطهای رسمی حضور داشتند، اما گیتار در فضای مردمی میچرخید. این شکاف باعث شد میان تجربه گیتار و فرهنگ کنسرت و موسیقی رسمی فاصله بیفتد؛ فاصلهای که تا قرن نوزدهم واقعا پر نشد.

قرن نوزدهم؛ تولد گیتار کلاسیک مدرن و انقلاب در ساخت ساز
آنتونیو دِ تورس؛ همان نقطه عطف بزرگ
اگر بخواهیم یک نقطه را «مرکز» تاریخچه گیتار کلاسیک بدانیم، آن قرن نوزدهم و نام «آنتونیو دِ تورس» است. تورس با تغییرات حسابشده در اندازه بدنه، شکل کمرها، ضخامت صفحه صدا و مهمتر از همه سیستم «Fan Bracing» (تقویت فنی زیر صفحه)، کاری کرد که گیتار صدایی بلندتر، متعادلتر و قابلاعتمادتر پیدا کند. گیتارهای قبل از تورس اغلب برای فضاهای کوچک مناسب بودند، اما ساز تورس راه را برای اجرای جدیتر هموار کرد.
این تحول فقط درباره حجم صدا نبود؛ درباره شخصیت صوتی هم بود: باسها عمیقتر، میدرنج گرمتر و تریبلها شفافتر شدند. در تاریخ سازها، این لحظهها شبیه همان لحظههاییاند که درباره «نقش سازندگان افسانهای در کیفیت صدا» صحبت میکنیم؛ یعنی جایی که یک سازنده، استاندارد یک خانواده از سازها را از نو تعریف میکند.
از کورسها تا شش سیم تکی؛ تثبیت فرم امروز
همزمان با تحول بدنه، گیتار به سمت فرم ششسیمه با سیمهای تکی تثبیت شد. این تغییر به نوازنده امکان کنترل دقیقتر و اجرای چندصداییِ واضحتر داد؛ چیزی که پایه رپرتوار کلاسیک است. در همین دوره است که گیتار کمکم از ساز همراهیکننده فاصله میگیرد و به ساز «سولو» نزدیک میشود؛ چون هم ساز توان صدادهی لازم را پیدا میکند، هم زبان آهنگسازی برایش جدیتر میشود.

شکلگیری مکتب نوازندگی؛ تارگا و تبدیل گیتار به ساز شاعرانه
فرانسیسکو تارگا و استاندارد کردن بیان
در ادامه تاریخچه گیتار کلاسیک، قرن نوزدهم فقط دوران سازسازها نیست؛ دوران شکلگیری «زیباییشناسی نوازندگی» هم هست. فرانسیسکو تارگا را معمولا پدر مکتب مدرن نوازندگی گیتار میدانند. او نه فقط قطعه نوشت، بلکه نشان داد گیتار چطور میتواند مثل پیانو و ویولن، جملهپردازی ظریف و رنگآمیزی گسترده داشته باشد. در آثار تارگا، مفهوم «صدا بهعنوان بیان» جدی است؛ همان چیزی که میتوان آن را در چارچوب «انتقال احساس در اجرا» توضیح داد: تغییر رنگ با جای زخمه، کنترل دینامیک، لگاتو، ترمولو و پرداخت دقیق جملهها.
گیتار کلاسیک و اسپانیا؛ پیوند با فولکلور و فلامنکو
اینجا دوباره اسپانیا وارد صحنه میشود. حتی وقتی تارگا قطعهای کاملا «کلاسیک» مینویسد، روح موسیقی اسپانیا در ریتمها و فضاها حس میشود. این همان جایی است که گیتار تبدیل به «نماد فرهنگی» میشود و بحث «هویت فرهنگی سازها» معنا پیدا میکند. برای همین هم خیلی از مخاطبها بعد از آشنایی با این دوره، طبیعی است که کنجکاو شوند تفاوت دو شاخه را بفهمند و سراغ تفاوت گیتار کلاسیک و فلامنکو بروند.

قرن بیستم؛ جهانی شدن گیتار با سگوویا و گسترش رپرتوار
آندرس سگوویا؛ کسی که گیتار را به سالنهای بزرگ برد
اگر تورس گیتار را «ساخت»، سگوویا گیتار را «جهانی کرد». آندرس سگوویا با اجراهای بینالمللی، سفارش قطعات جدید و ارائه استانداردی جدی از صدادهی و تفسیر، گیتار را وارد سالنهای بزرگ کنسرت کرد. نقطه قوت او این بود که گیتار را از حاشیه بیرون آورد و به آهنگسازان نشان داد این ساز ظرفیتهای جدی دارد. او همزمان با رپرتوار قدیمی کار کرد و مسیر فرآیند آهنگسازی و تنظیم را هم گسترش داد؛ یعنی آثار غیر گیتاری را هم طوری تنظیم کرد که شأن کنسرتی پیدا کنند.
جهش آموزشی و آکادمیک شدن
با رشد جایگاه کنسرتی، گیتار وارد کنسرواتوارها و دانشگاهها شد. متدهای آموزشی شکل گرفتند و مهارتهایی مثل خواندن سریع نت و «اجرای بدون تمرین طولانی» جدیتر شدند؛ چیزی که در فضای آموزشی با عنوان «دشیفر و مهارتهای آکادمیک» شناخته میشود. این اتفاق، گیتار را از «ساز محبوب» به «ساز دانشگاهی» تبدیل کرد و سطح استاندارد اجرا را بالا برد.
نایلون؛ تغییر صدا و دسترسپذیری
یکی از تغییرات مهم قرن بیستم، رواج سیمهای نایلونی بود که جایگزین رودهای شدند. این تغییر، صدا را پایدارتر و نگهداری ساز را سادهتر کرد و باعث شد گیتار کلاسیک برای آموزش گستردهتر، دسترسپذیرتر شود؛ بدون اینکه هویت صوتیاش را از دست بدهد. این بخش از تاریخچه گیتار کلاسیک معمولا کمتر گفته میشود، اما برای فهم دنیای امروز ساز، کلیدی است.

گیتار کلاسیک امروز؛ سنت زنده و آیندهای باز
تنوع سبکها و حضور در موسیقی معاصر
گیتار کلاسیک امروز فقط اجرای آثار قدیمی نیست. آهنگسازان معاصر از رنگ صوتی گیتار، سکوتها، افکتهای اجرایی و حتی تکنیکهای گسترشیافته استفاده میکنند. در برخی آثار، رد پای رویکردهای معاصر مثل موسیقی مینیمال هم دیده میشود؛ یعنی تکرارهای حسابشده، تغییرات کوچک اما موثر و ساختن «فضا» بهجای نمایش تکنیک صرف. این یعنی گیتار هنوز در حال رشد است و تاریخش متوقف نشده.
آموزش، انتخاب ساز و مسیر ورود هنرجو
از نظر آموزشی، گیتار کلاسیک یکی از محبوبترین سازهاست: امکان اجرای چندصدایی، ارتباط مستقیم انگشت با سیم و صدایی که هم ملایم است هم قابلکنترل، باعث میشود هنرجو زودتر حس «موسیقی ساختن» را تجربه کند. اما همینجا یک چالش هم هست: انتخاب اشتباه در آغاز میتواند انگیزه را نابود کند. به همین دلیل، بعد از شناخت تاریخچه گیتار کلاسیک منطقی است که برای انتخاب بهتر، سراغ مقالهی «اشتباهات رایج در خرید اولین گیتار» بروید و اگر بین مدلها دو دل هستید، «تفاوت گیتار کلاسیک و آکوستیک» را دقیقتر بررسی کنید.

جمعبندی
تاریخچه گیتار کلاسیک داستان یک تکامل آرام اما عمیق است: از سازهای پیشگیتاری در اسپانیا تا گیتار باروکِ مردمی، از انقلاب تورس در قرن نوزدهم تا شاعرانه شدن بیان با تارگا، و از جهانی شدن با سگوویا تا تثبیت آموزش آکادمیک و گسترش رپرتوار معاصر. امروز گیتار کلاسیک هم میراثدار گذشته است و هم یک زبان زنده برای بیان امروز؛ و اگر این مسیر را بشناسید، تصمیمهای شما درباره تمرین، انتخاب قطعه و حتی خرید ساز دقیقتر میشود—همان چیزی که در نهایت به «راهنمای انتخاب گیتار مناسب» معنا میدهد.

